تبليغاتX
3D-girl

3D-girl

دختر سه بعدی

شب بی کسی......

امشب شب بی کسیه یکی به دادم برسه

تنهاترین فرد زمین امشب به آخر میرسه

امشب شب تنهاییه سر روی زانوم میزارم

آخه تو اینجا نیستی و غزل غزل گریه دارم

غصه نشسته تو دلم

هنوز برای شونه هات ارزش اشکو قائلم

حرفی نزن چیزی نگو فقط بزار گریه کنم

میخوام با بارون چشام این فاصله ها رو کم کنم

ترک ترک دلم شکست کسی به دادم نرسید

گریه های تنهاییمو هیشکی به جز خودم ندید

از همدیگه جدا شدیم به راهو رسم زندگی

بودن تو یه لحظه و رفتن تو همیشگی

+ نوشته شده در  87/07/28ساعت 9:58 PM  توسط Hamid Reza  | 

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

OVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE
OUILOVYOUIL ****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO
OVEYOUIL *********** L *********** OUILOVEY
YOUIL *************** *************** YOUIL
UILO *********************************** VE
EI ************************************* IL
V *************************************** O
O *************************************** L
E *************************************** U
YO ************************************* IL
YOUI *********************************** EY
OVEYO ******************************* LOVEY
OVEYOUIL *************************** ILOVEY
UILOVEYOU *********************** UILOVEYOU
VEYOUILOVEYOU ***************** YOUILOVEYOU
YOUILOVEYOUILOV ************* LOVEYOUILOVEY
UILOVEYOUILOVEYOU ********* LOVEYOUILOVEYOU
LOVEYOUILOVEYOUILOV ***** ILOVEYOUILOVEYOUI
EYOUILOVEYOUILOVEYOU *** YOULOVEYOUILOVEYOU
VEYOUILOVEYOUILOVEYOU * VEYOUILOVEYOUILOVEY

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم

و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه

 آغوش گرمت را احساس كنم ،ميخواهم سر روي

 شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم .

 تو مرا به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي

 پس بيا و باز در اين راه تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري .

در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر، زيرا كه من و تو ما شده ايم

 پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم جدا نشدني است

را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي آسمان

خوشبختي ها روانه كردم.چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با

 خاطراتت نفس كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

+ نوشته شده در  87/07/25ساعت 10:10 PM  توسط Hamid Reza  | 

زندگی..

زندگی را با تو و در کنار تو دوست دارم

                                              

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 12:35 PM  توسط asma  | 

اگر تو نباشی...

خیلی دوستت دارم!!!


اگر تو نباشی...



اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا


سبک نمی کند

 

و ابرهای مهربان هم نمی توانند

 

غباری را که بر دلم خواهد نشست


بشویند



اگر تو نباشی...



چه خواب باشم و چه بیدار

 

حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده


در گوشه خیابانی دراز



خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز


نشده است



اگر تو نباشی...



چه در کنار پنجره بایستم



چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم




اشتیاقی برای دیدن افتاب ندارم



دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم




حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب


ندارم


 

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 10:41 AM  توسط Hamid Reza  | 

 

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني...

دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني...

دوستت دارم  چون تنهاترين فکر تنهايي مني...

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني...

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني...

دوستت دارم چون زيباترين روياي مني...

دوستت دارم به يک نگاه عشق مني...

دوستت دارم چون نیمه ی منی...

دوستت دارم چون عمر منی...

دوستت دارم چون ...

+ نوشته شده در  87/07/19ساعت 9:47 AM  توسط Hamid Reza  | 

اتل متل ستاره          

 

گلم دوسم نداره

 

نه اس ام اس  نه یک زنگ

 

دلم شده تنگ تنگ

 

اتل متل آسمون

 

من بد و تو مهربون

 

تو مثل گل

 

من از گل

 

من زشت زشت

 

تو خوشگل

 

اتل متل یه خورشید

 

کی از دلت منو چید؟

 

این همه دوری از من

 

کی این روزا رو می دید؟

 

اتل متل خداحافظ

 

خوندم تو فال حافظ

 

نگات شده سرد سرد

 

جدایی پر پرم کرد

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 8:52 PM  توسط Hamid Reza  | 

عاشقانه!!

واي واي كارتپستال هاي عاشقانه واقعا ديدني كه واقعا واسه عاشق ها ساخته شده و تهشه

براي ديدن ادامه عكس ها بريد ادامه مطلب

بدون تبلیغات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 8:43 PM  توسط Hamid Reza  | 

عشقم

۱۱ مهر تولد عشقمه

  تولدت عاشقانه مبارک

   حمیدرضا جونم

                    

+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 1:38 PM  توسط asma  | 

تولد...

تولدت هزاران هزار  بار عاشقانه مبارک 

 هم نفس من. 

+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 1:31 PM  توسط asma  | 

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

  با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک 

 یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک

    فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک
+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 1:28 PM  توسط asma  | 

ماه به من گفت: اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟

 به ماه نگاهی کردم وگفتم  آیا آسمان تو را ترک می کند وقتی تو نمی درخشی ؟

+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 1:25 PM  توسط asma  | 

 

با خاطراتت زندگی نکن زیرا خاطرات تلخند

  با لحظات زندگی نکن زیرا لحظات زود گزرند

 با قلبها زندگی کن زیرا قلبها هرگز نمی میرند .

+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 1:24 PM  توسط asma  | 

یه نفر...

یه جایی...

تمام رویاهاش تویی...

وقتی که به تو فکر می کنه...

احساس می کنه که زندگی واقعا پر ارزشه...

پس هر وقت دلت گرفت...

این حقیقت را به خاطر داشته باش...

یه نفر...

یه جایی...

بی قرارته...

+ نوشته شده در  87/07/07ساعت 0:48 AM  توسط Hamid Reza  | 

از دفترچه خاطرات یه کوچولوی دو ساله

اومم … مامانی جونم امروز زد پشت دستم ! یه نگاه تو چشاش کردم یهویی بغضم ترکید !

مامانی گفت : کوفت … مگه نگفتم شکلاتت رو مثه ادم بخور لباسات کثیف نشه !

حالا من از کدوم گوری پودر رختشویی گیر بیارم لباساتو بشورم !

تو دلم گفتم : ایشش … من نمیتونم مثه ادم شکلات بخورم … من فقط عین

بچه ها میتونم شکلات بخورم ! عین بچه ها …. عین بچه ها … میفهمی ؟

اومم … سر سفره مامانی پلو تو دهنم کرد در اوردم ! بابا جونم زد روی پام !

 یهویی اشکام در اومد جیغ کشیدم ! باباجونم گفت : کوفت …

برنج به این گرونی رو چرا در میاری میمون !

تو دلم گفتم : بابای بی ادب … سیر شدم خوب !

تازه همه میگن من شکل بابا جونم شدم !

اومم … عصری که شد دوبار جیش کردم ! مامانی جونم پامو نیشگون گرفت بهم گفت :

 خرس گنده خجالت نمیکشی هی جیش میکنی ! میدونی پوشک بسته ای چنده انتر ؟

تو دلم گفتم : ایشش … چرا نیشگون میگیری مامانه بد …مامانه بی ادب !

 من خرس گنده نیستم ! من خرس گنده نیستم … چرا نمیفهمی اینو ؟

شب تلویزیون یه اقایی رو نشون داد که داشت حرف میزد … بابا جونم به اون اقاهه گفت :

 بدبختمون کردی رفت … چی شد پول نفت ؟ از کجا بیارم پودر هزار تومنی بخرم !

برنج چهار هزار تومنی بخرم ! پوشک سه هزار تومنی بخرم ! مامان جونم یه حرف زشت زد

یه نگاهی به اون اقاهه کردم … پشت دستم درد گرفت … جای نیشگون مامانم سوخت …

 لب ورچیدم … چشام پره اشک شد ! از اون اقاهه بدم اومد … دلم خواست بهش حرفای

 زشت یزنم ! اما من که عین مامان بابام بی ادب نیستم که … فقط تو دلم بهش گفتم :.........

دیگه ازت بدم میاد …بدم میاد … بدم میاد …

+ نوشته شده در  87/07/06ساعت 0:29 AM  توسط Hamid Reza  | 

تقدیم به بهترینم...

با من باشی دوست دارم تنها باشی دوست دارم

اگه بری یه جای دور هر جا باشی دوست دارم

دوست دارم دیونه وار خوب میدونی تنهام نذار

گفته بودی ماله منی چی شد پس اون قول و قرار

دوست دارم تنهام نذار

رنگ چشاتو دوست دارم درد و دلاتو دوست دارم

اگه ازم خسته میشی خستگی هاتو دوست دارم

بچه گی هاتو دوست دارم سادگی هاتو دوست دارم

وقتی پر از درد و غمم خندیدناتو دوست دارم

با تو بهار رو دوست دارم لطف خدا رو دوست دارم

اگه بگی دوستم داری این روزگار رو دوست دارم

با تو گل هارو دوست دارم روز و شب هارو دوست دارم

دلهره دیدن تو قول و قرار رو دوست دارم

خونه پر از هوای تو خالی فقط صدای تو

تنها نفس مونده برام مونده فقط برای تو

هر چی دارم فدای تو

+ نوشته شده در  87/07/03ساعت 10:0 PM  توسط Hamid Reza  | 

شعر زیر رو تقدیم میکنم به عشقم اسما جون که وجودش برام یه نعمت هستش...

 

سیاه مثل شب تار دنیای بی تو بودن

شوق رهایی از شب من و تو تا کشوندن

هزاران شب خدا رو قسم به کعبه دادم

منی که بی نورعشق مرگی تو دسته بادم

بی تو تمومه دنیام کویرخارو خس بود

خیال با  تو بودن برای من نفس بود

بیا  و عاشقم  باش ای  بهترین آرزو

هرعشقی جزعشق تو برای من هوس بود

دلم جز این تمنا هیچی ازت نمی خواد

ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد

ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد

 

+ نوشته شده در  87/07/02ساعت 7:57 PM  توسط Hamid Reza  | 

وقتی که...

وقتی که عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم زیبایی چیست

 

 وقتی که تو رو در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم

 

  وقتی که دست در دستان تو نهادم تازه معنی گرمی را درک کردم

 

 لحظه وثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر به معنی زندگی پی می برم

 

  هنگامی که به یاد تو هستم می فهمم که آرامش چیست

 

 وهرگاه که به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم.

+ نوشته شده در  87/06/31ساعت 1:30 PM  توسط asma  | 

چه زیباست ...

چه زیباست به خاطر تو زیستن

 

 

 وبرای تو ماندن وبه پای توسوختن وچه غم انگیزه است

 

 

دور از تو بودن و برای تو گریستن

 

 

و به عشق و دنیای تو نرسیدن

 

 ای کاش می دانستی بدون تو و  دور از دستهای

مهربانت زندگی نا شکیباست

+ نوشته شده در  87/06/31ساعت 11:18 AM  توسط asma  | 

درد بی ‌درمان عشق

درمانی نداره. فکر می کنی دیگه از دست رفتی. سرت رو فرو می کنی توی بالشت و به خودت میگی دیگه بهش فکر نمی کنم. هر چی که سرت رو محکم تر توی بالش فرو می کنی بیشتر بهش فکر می کنی. مگه میشه فکر نکنی؟

فکر می کنی الان کجاست؟داره چی کار می کنه. فکر میکنی اونم به تو فکر می کنه؟با خودت میگی شاید همه اینها توهم تو بوده و شاید الکی داری انقدر بهش فکر می کنی.

با خودت میگی دیگه بهش فکر نمی کنی. ولی نمیشه. وقتی بهش فکر می کنی دلت هری می ریزه پایین. اولش همیشه اینطوری شروع میشه. نفست بند میاد، الکی لبخند می زنی و همش تو یه دنیای دیگه سیر می کنی.

خودتو گول می زنی چون به محض اینکه بهت زنگ بزنه و صداشو بشنوی یا ببینیش همه اون قول هایی که به خودت داده بودی یادت میره.

یادت میره که سرت رو توی بالش فرو کرده بودی و فشار میدادی که یادت بره عاشق شدی.
درمان نداره این لامصب. اگه درمان داشت تا حالا ده دفعه تو درمان شده بودی .اسمشو تکرار می کنی، صد دفعه؛ هزار دفعه. انگار که می ترسی اسمش یادت بره، انگار که می ترسی از دستش بدی.

هر کی نگاش می کنه، نفست بند میاد، قلبت درد می گیره. آخه لامصب درمان نداره.
دلت می خواد تنها باشی. دلت می خواد هیچ کس دور و ورت نباشه تا تو با خیال راحت بهش فکر کنی.

بد دردیه . خیلی بد دردیه چون هیچ درمانی نداره. ولی دوست داری دردشو . با تک تک سلول هات حس می کنی دردشو و لبخند می زنی.

هر چقدر هم سرت رو تو بالش فرو کنی فایده نداره...

 

+ نوشته شده در  87/06/29ساعت 3:4 PM  توسط Hamid Reza  | 

دست من نيست گاهي وقتا روزم آفتابي نميشه

 

حتي با معجزه ي عشق آسمون آبي نميشه

 

دست من نيست گاهي وقتا تلخ و بي حوصله مي شم

 

بين ما بين من و تو من خودم فاصله مي شم

 

دست من نيست...دست من نيست

 

يه شبايي باد و بارون ميزنه به برگ و بارم

 

اون شبا هواي آشتي حتي با خودم ندارم

 

يه روزاي ابر تيره منو ميبره از اينجا

 

مي بره اونوره ديروز گم مي شم اون دور دورا

 

مي دونم گاهي بلور قلبتو مي شکنه حرفام

 

صبر تو به سر رسيده از من و سرگشتگي هام

 

با گذشت به من نگاه کن تو که مي بيني چه تنهام

 

رو نگردون از من اي خوب اگه بدترين دنيام

 

وقتي که دور مي شم از تو اي هواي مهربوني

 

غمو تو چشات مي بينم اما اي کاش که بدوني

 

من گمشده.....من بد....با همه سرگشتگي هام

 

تو را از هميشه بيشتر

 

بيشتر از هميشه مي خوام

+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 1:34 AM  توسط Hamid Reza  | 

عاشق نبودي تو من عاشقت بودم

درقبله گاه عشق بودي تو معبودم

آرام و آسوده در خواب خوش بودي

يک لحظه من بي تو هرگز نياسودم

من با نفسهايم نام تورا خواندم

کاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم

روزي که ميگفتي من با تو ميمانم

روزي که دانستي من بي تو ميميرم

روزي که با عشقت بستي به زنجيرم

بازنده من بودم اين بوده تقديرم

خوش باوري بودم پيش نگاه تو

هر دم زچشمانت خواندم کلامي نو

عشق تو چون برگي در دست طوفان بود

دل کندن و رفتن پيش توآسان بود

روزي به من گفتي ديگر نميمانم

گفتم که ميميرم گفتي که ميمانم

باور نميکردم هرگز جدايي را

آن آمدن با عشق اين بي وفايي را

+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 1:27 AM  توسط Hamid Reza  | 

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه

درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه


اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه


اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه


اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه

آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه


اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه

جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه


اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه

بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه


اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه

+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 1:24 AM  توسط Hamid Reza  | 

يادته؟

روزاي خيلي طلايي يادته؟

 

روزاي ترس از جدايي يادته؟

 

موهاي شونه نکرده يادته؟

 

چشمک از پشت يه پرده يادته؟

 

عکسمون تو قاب عکسو يادته؟

 

بله ي بدون مکثو يادته؟

 

دستمون تو دست هم بود، يادته؟

 

غصه هامون،کم کم بود يادته؟

 

چشم نازت مال من بود يادته؟

 

ديدن من قدغن بود يادته؟

 

روزاي بي غم و غصه يادته؟

 

ببينم، اول قصه يادته؟

 

دست گرمت تو زمستون، يادته؟

 

شونه ي من زير بارون، يادته؟

 

واسه ي خنده، اجازه يادته؟

 

اونا که مي گفتي رازه، يادته؟

 

دستاتو مي خوام بگيرم، يادته؟

 

راستي تو، بي تو مي ميرم يادته؟

 

پيش هم بوديم، نذاشتن،يادته؟

 

اونا ما رو دوست نداشتن، يادته؟

 

چيزي خواستيم از خدامون،يادته؟

 

مستجاب نشد دعامون، يادته؟


 

يک دسته نکوشيده رسيدند به مقصد

 

يک دسته دويدند، به مقصد نرسيدند

+ نوشته شده در  87/06/24ساعت 10:40 PM  توسط Hamid Reza  | 

من بی تو هیچم  

تو باورم نکن

خیسم زگریه

تنها ترم نکن

عاشق نبودم

 تا با تو سر کنم

آتش نبودم

خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم

اگه بی تو زنده بودم

تو بمون که بی تو غصه مئ خورم...

تنهام نذار...

 

 

+ نوشته شده در  87/06/17ساعت 2:19 PM  توسط Hamid Reza  | 

من دوسش داشتمو دارم

 

ولی رهاش

 

کردم اگر قسمته

 

همدیگه باشه

 

مال هم می شیم 

 

 ( واسه همیشه خدافظ )

+ نوشته شده در  87/06/11ساعت 8:26 PM  توسط asma  | 

ازم پرسید: تو مال منی؟گفتم آره مال خود خودتم  هر

کاری دلت می خواد باهام بکن .

 گفت :هرکاری؟  گفتم:آره هرکاری  

تنهام گذاشت ورفت .

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 6:15 PM  توسط asma  | 

تنها...

چقدردوست  داشتم تمام دلتنگی های این روزها را با

کسی تقسیم می کردم    

 و یا کسی بود برای

گوش دادن و دردل کردن 

  بماند که آنقدر فاصله زیاد شده که هر چه فریاد

می زنم

گویا صدایم را نه تو می شنوی و نه هیچ کس دیگر

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 6:13 PM  توسط asma  | 

عشق یعنی تا ابد با من بمان     عشق یعنی هم نفس با من

بخوان     عشق یعنی با من دستم

بگیر   بی توقع در ره جانم بمیر

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 6:10 PM  توسط asma  | 

باران بزن

سوختم    باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید

 امشب سوزش این زخمها را کم کنی  

آه باران من سرا پای وجودم آتش است پس بزن

باران  بزن شاید تو خاموشم کنی.

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 6:5 PM  توسط asma  | 

اگه یه روزفکرکردی نبودن یک نفربهتر از بودنشه 

چشماتو ببند و به نبودنش فکر کن اگه چشمات

خیس شد بدون داری به خودت دروغ می گی

+ نوشته شده در  87/06/02ساعت 5:12 PM  توسط asma  |